یکشنبه, 30 آذر 1393

عنوان تاریخ نام - شهر
دوستی ها ۲۹ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۰۰ نگین-اصفهان
سوال :
سلام بنظرتون این طرز خاستگاری که شخصی واسطه بشه و معرفی کنه و بعد مادر اون آقا پسر خودش تنها بیاد خونه ی دختر، درسته؟ من اصلا این شیوه را نمیپسندم که مادر جلسه اول تنها بیاد ولی چنین موقعیتی واسم پیش اومده، شرایطی که از اون آقا گفتن بد نبوده اما این شیوه ی خاستگاری بنظرم اصلا صحیح نیست. خانوادم این مساله را صحیح میدونند و میگن هیچ مشکلی نداره. و حرف بنده را قبول ندارند. ضمن اینکه حاضر نیستن به دلیل رودربایستی به شخص واسط بگن همه با هم باید بیان خاستگاری نه فقط مادر. حالا شما میفرمایید چکار باید کرد؟
   
پاسخ : سلام؛ خواهر گرامی خیلی سخت نگیرید، با اینکه بهترین صورت به نظر بنده هم همونی است که شما میفرمایید، ولی به این معنی نیست که اون شیوه ای که فرمودید، غلط باشد، مهم این است که حتی اگر مادر ایشان و خانواده شما شرایط را بپسندند، باز در نهایت تصمیم گیرنده نهایی شما دو تا خواهید بود.
روابط قبل از ازدواج ۲۹ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۰۶ ساری-رضا
سوال :
سلام 30 ساله هستم تنها پسر خانواده با شخصی آشنا شدم که یک ازدواج کوتاه داشت یکسال عروسی کرده بود شوهرش تو تصادف فوت کرد، بهش علاقه مند شدم پیشنهاد ازدواج باهاش رو به خانواده ام دادم با مخالفتشون روبرو شدم تنها به دلیل ازدواج قبلیشه هر دومون به یکدیگر وابسته شدیم خواستم راهنماییم کنین ممنون میشم
   
پاسخ : سلام؛ برادر عزیز اگر این احساس علاقه از طرف هر دوی شما از روی احساسات نیست، و بیشتر شرایط مد نظر همدیگرو دارید، این مورد مانعی بر سر راه ازدواج شما نمیتواند باشد. البته باید توجه کنید که ریسک چنین ازدواجهایی کمی بیشتر از ازدواجهای معمولی است.
روابط قبل از ازدواج ۲۹ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۰۲ طبس
سوال :
با سلام جند ماه پیش خواستگاری رفتیم و قبول کردند ولی گفتند فعلا عقد نکنید تواین مدت ما با هم رابطه داریم و خیلی بهش وابسته شدم خانوادش خیلی بهم اعتماد دارند و گاهی اوقات با هم تنها هم میشیم از یه طرف میترسم نتونم خودمو کنترل کنم و جواب اعتماد شون را بدم و از یه طرف نمی تونم پا عقب بکشم میترسم از دستش بدم گفتم با توجه به اینکه خانوادش از رابطه مون خبر دارند و قراره ازدواج کنیم نمیشه خودمون دو تا صیغه محرمیت بخونیم میترسم موضوع رو با خانوادش مطرح کنم شایدم قبول کنند واقعا دوران سختی دارم دارم با خودم سخت میجنگم حتی نمی دونم اگه موضوع رو بهش بگم چه جوابی میده راهنماییم کنید
   
پاسخ : سلام؛ دوست عزیز اقدامی در این مورد نکنید و چیزی مطرح نکنید چون احتمال دارید با مطرح کردن این طور مسایل ایشان به شما بدبین شده و شرایط بدتر بشه؛ بهترین راه در این مواقع این است که والدین خودت را وادار کن که با خانواده ایشان صحبت کرده و جریان را یکسره کنند و یا اگر فعلا نمیخواهند عقد دایم خونده بشه به خانواده بگو که بدون عقد شما احساس گناه میکنید تا لااقل یک عقد موقتی بین شما خونده شود.
خانواده ۲۸ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۴۲ صالحه-مشهد
سوال :
سلام.دختری 16 ساله هستم. دو سال پیش که سال اول دبیرستان بودم به یک مدرسه ای رفتم که از نظر دین و...چندان خوب نبودن. اونجا با یک نفر دوست شدم که باعث شد تحت تاثیر حرفاش قرار بگیرم و از طریق اون با پسری ارتباط برقرار کنم. خیلی دوران سختی بود و هم اون پسر و هم اون دختر صدمه های روحی زیادی بهم وارد کردن. خانوادم هم قضیه رو فهمیدن و از همون سال خیلی من رو اذیت میکنند. با اینکه میدونن من خودم دارم زجر میکشم ولی باز هم منو تو این دو سال خیلی زجر دادن. و این رو هم بگم که وقتی قضیه رو فهمیدن قسم خوردم که دیگه با هیچ پسری ارتباط برقرار نمیکنم و نکردم ولی توجه اونها نسبت به من کمتر شده من و دختر خالمو از یک مدرسه جدا کردن و منو امسال جای دیگه ثبت نام کردن. توی این دنیا فقط دختر خالم واسم مونده بود که اونم ازم گرفتن.
   
پاسخ : سلام؛ دختر خوبم یادت باشه که در این دنیا هیچ کس به اندازه همون پدر و مادری که تو فکر میکنی تو را اذیت میکنند، دوست ندارد مطمئن باش که هیچ پدر و مادری نمیتوانند فرزند خود را دوست نداشته باشند، و این را هم بدان که همه کارهایی که آنها میکنند فقط و فقط به خاطر این است که عاشق تو هستند و نمیخواهند به همین راحتی تو در دام گرگهای جامعه بیفتی. پس از این که پدر و مادرت اینقدر به فکر تو هستند خوشحال باش و خدا را شکر بکن. و از طرفی تو باید با عملکرد خوب خودت باز هم به آنها ثابت کنی همون دختری هستی که بود و آنها دوست داشتند و حتی باید ثابت کنی که به خاطر مشکلاتی که برات پیش اومده و عبرتی که از آن گرفتی بهتر از گذشته شدی و دیگر به هیچ عنوان خطایی نخواهی کرد. مطمئن باش که کم کم پدر و مادر تو هم دیدشان نسبت به تو عوض خواهد شد و اعتمادشون به تو جلب خواهد شد.
دوستی ها ۲۷ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۴۶ سما رشت
سوال :
با سلام دختری هستم که مدت 6 ماه با پسری قرارازدواج گذاشتیم الان بعد از6 ماه ابراز علاقه ای که به من داشتند می گن که بدهکاری شدید دارن و نمیتونن بیان خاستگاری میگه نمیتونه حالا حالا ها ازدواج کنه چند باراز من خداحافظی کرده دیگه به من زنگ یا اس نمی ده من بهش می گم منتظرت می مونم تا بدهکاریتو صاف کنی اما اون می گه دایره مشکلاتش روز به روز بیشتر می شه نمی تونه ازدواج کنه البته راست می گه شرایط مالی خوبی نداره خانوادش می گن ما میایم خواستگاری اما آقا پسر میگه نمیخاد ازدواج کنه نمی دونم چیکار کنم بهش علاقه دارم دارم داغون می شم همش بهش تل و اس می دم اما اون به من کم محلی می کنه می گه عاشقمه ولی چون مشکلات مالی داره نمیتونه ازدواج کنه برای من مشکلات مالی مهم نیست اما اون حتی نمیخاد از من وقت بگیره
   
پاسخ : سلام؛ به احتمال زیاد ابراز علاقه ایشان به شما الکی است؛ چون اگر پسری به دختری علاقه مند باشه، به هیچ قیمتی حاضر نیست ایشان را از دست بدهد پس شما خودتون را بیش از این کوچک نکنید و فراموشش کنید.
بعدی آخرین

پشتیبانی آنلاین

جستجو

Google

در این وبسایت
در كل اينترنت

خرید کتاب استاد قهرمان

برای خرید روی تصویر کتاب کلیک نمایید.

نظر سنجی

مطالب سایت را چگونه ارزیابی می کنید ؟

آمار بازدیدکنندگان


276
276
14427
38218
1390218