چهارشنبه, 01 مرداد 1393

عنوان تاریخ نام - شهر
ازدواج موقت ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۴۹ محمد - تهران
سوال :
با سلام من 25 ساله و مجرد که شرایط ازدواج دایم ندارم هستم که مهم ترین دارایی من آبروم هست و قصد دارم با یک خانم مطعلقه ازدواج موقت کنم خواستم در مورد این کار از لحاظ شرع و قانون مدنی آگاهم کنید و چنانچه توصیه هایی جهت جلوگیری از مشکلات احتمالی در آینده هست من رو راهنمایی کنید مخفی ماندن این امر برای من خیلی مهمه چون نمی خوام روی زندگی آیندم تأثیر منفی بزاره شما در این امر چه توصیه هایی دارید؟
   
پاسخ : سلام؛ اگر واقعا تحمل شرایط مجردی براتون سخت است، ایرادی ندارد؛ ولی سعی کنید که اولا فرد مورد نظر فرد مورد داری نباشد و ثانیا مطمئن باشید که این قضیه به هیچ وجه آشکار نخواهد شد.
دوستی ها ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۴۷ زهرا-کاشمر
سوال :
سلام،دختری هستم۱۹ساله،من اصلادوس نداشتم قبل از ازدواج باکسی رابطه داشته باشم اما۶ماه پیش پسری ازمن خواس که باهاش رابطه داشته باشم البته برای ازدواج مشخص بود نیتش خیره و منو به خاطر تعریفایی که ازاخلاق و رفتارم شنیده انتخاب کرده.این واسم خیلی مهم بود ولی بازم حاضر نبودم قبول کنم ۲،۳ماهی همینطورگذشت ازاون اصرار و از من انکار اون ۲۵سال داش مکانیک بود من دانشجو پرستاری بودم ولی ازاین نظر مشکلی نداشتم تااینکه متوجه شدم لکنت زبون خفیفی داره اما بازم مهم نبود فقط اینکه برای خودم منو میخواس مهم بود قبول کردم اونم به قولش عمل کرد و به خواستگاری اومد اما خانوادم قبول نکردن وقتی فهمیدم اونا راضی نیستن خواستم رابطمو قطع کنم هرچن بهش علاقه داشتم اما بخاطر مشکلش اسیب پذیر بود و خیلی احساساتی نگرانشمو نمیتونم تمومش کنم، کارم درسته؟ الان اصرار داره ک از من یه چیزی یادگاری داشته باشه و میگه که نمیخواد فراموشم کنه،کمکم کنید واقعا نمیدونم چیکا کنم.
   
پاسخ : سلام؛ خواهر گرامی یا حتما نظر خانوادتون را عوض کنید و باهاش ازدواج کنید و یا بدون کمترین احساساتی رابطه را کلا قطع کنید و به هیچ وجه هیچ یادگاری از همدیگر نداشته باشید و مطمئن باش که اگر الان نتونید تمام کنید تا آخر عمرتون تمام نخواهد شد.
ازدواج دایم ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۵۲ نگار آذین- تهران
سوال :
جناب آقای دکتر قهرمان با تقدیم سلام و احترام دختری 34 ساله، ساکن تهران، با مدرک تحصیلی فوق لیسانس هستم و کارمند دانشگاه. از خانواده ای متدین و خودم نیز معتقد هستم و نمازم ترک نمی شود. به تازگی پسری به عنوان خواستگار از طریق خانمی به من معرفی شده است که 35 سال سن دارد و لیسانس مهندسی برق-الکترونیک می باشد، ساکن تهران نیست اما در شهرستان نزدیک تهران در یک شرکت خصوصی شاغل می باشد.به گفته خودش در نماز کاهلی می کند و گاهی اوقات نماز می خواند. روزی یکی دو نخ سیگار می کشند. که گفته اند تا قبل از ازدواج ترک خواهند کرد. دیدگاه ایشان این است که حتماً باید در خانه من از تاپ، شلوارک و تتوی 24 ساعته روی اندامت استفاده کنی.
   
پاسخ : سلام؛ خواهر گرامی خواسته ایشان خواسته غیر منطقی نیست. ولی در مورد ویژگی های ایشان (سیگار و کاهلی در نماز)باید عرض کنم که با اینکه احتمال داره این ویژگی ها بعدا درست بشوند، ولی احتمال تغییر نکردن در مورد چنین افرادی بیشتر از احتمال تغییر است. پس شما تصمیمتون را با در نظر گرفتن اینکه احتمالا این ویژگیها عوض نشوند، بگیرید.
دوران نامزدی ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۳۸ مریم
سوال :
با سلام و خسته نباشد.من متولد66 هستم . چند وقت پیش متوجه شدم مسئول آی تی محل کارم به من علاقه داره.چند سال گذشت و اون محل کار از من خواستگاری کرد. منم به شوخی که اصلا جدی نگرفته بودم قبول کردم. متولد67 هست و ف=قدش 2 سانت از من پایین تره-خانواده مذهبی داره و سطح درامدش معمولیه-سال پیش برای خواستگاری اومدن خونه ما . من گفتم چون خدمت نرفته نمیشه. خونواده ش گفتن مسیره خدمت-پسر سر به زیره و معمولی ولی خیلی حساسه- زود رنج و از هر چیزی 1 بهانه میگیره و ناراحت میشه. تو محیط کار دیدمش احساسا خوبی بهش ندارم-با اینکه شخصیت محترمی داره-ولی چون منم زود ناراحت میشم و معمولا دختر ساکتی هستم و همیشه تو لاک خودم هستم خیلی نگرانم که نتونیم همدیگه رو تحمل کنیم. لطفا راهنمایم کنید چیکار کنم؟؟
   
پاسخ : سلام؛ خواهر گرامی اگر واقعا احساس خوبی بهشون ندارید نباید از همون اول پاسخ مثبت بهش میدادید. ولی با اینهمه شما یکبار دیگر تمام ویژگی هایی را که برای همسر آینده ات داری را مرور کن. اگر دیدید که واقعا بیشتر شرایط شما را دارد، ازدواج شما مانعی ندارد و در صورتی که بازم هم نمیتوانید به نتیجه درستی برسید، در شهر خودتون با یک مشاور از نزدیک مشاوره کنید.
دوستی ها ۲۹ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۹ هنگامه
سوال :
سلام.تو رو خدا به دادم برسید. من تو دوران عقدم برادر شوهرم ر دوس داشتم.الان ۴ساله با شوهرم زندگی میکنم. برادر شوهرم هر جا که من بودم در میرفت.ولی من شخصیتشو دوس داشتم و علاقه ام روز به روز بیشتر میشد. بابرادر شوهرم در حد سلام ارتباط داشتم. تا اینکه تو دادن نذری بهش کمک کردم.هرسال کمک میکردم.هر سال دستم به دستش میخورد.امسال موقع استراحتم یه لحظه یاد او افتادم و بعد هم خواب رابطه با اونو دیدم. همیشه اونو زیر نظر داشتم.او خیلی کم رو هستش. موقع کمک کردن دیدم بر خلاف همیشه منو زیر نظر داره. بعد از دست زدن به من کم کم تو خلوت منو گیر آورد و مدام بهم دست میزد. من همیشه عاشقش بودم. تو عمرم نمیدیدم با من حرف بزنه چه برسه… منم دیدم بهم گیر داده بهش پیام دادم ببینم چی ازم میخواد. فردا قراره زنگش بزنم.نمیتونم اونو فراموش کنم
   
پاسخ : سلام؛ خواهر گرامی این یک تله بسیار وحشتناک شیطان برای هر دوی شماست. مطمئن باشید که این رابطه در صورت ادامه پیدا کردن زندگی و آخرت شما را به آتیش خواهد کشید. تا اتفاقی نیفتاده از خدا طلب مغفرت کنید و این رابطه را در همین ابتدا تمام کنید. وگرنه عواقب جبران ناپذیری در انتظار شما خواهد بود.
بعدی آخرین

جستجو

Google

در این وبسایت
در كل اينترنت

خرید کتاب استاد قهرمان

برای خرید روی تصویر کتاب کلیک نمایید.

نظر سنجی

مطالب سایت را چگونه ارزیابی می کنید ؟

آمار بازدیدکنندگان


542
1618
4675
13570
30177
56194
131565