شنبه, 02 مرداد 1395

عنوان تاریخ نام - شهر
روابط قبل از ازدواج ۰۲ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۰۶ مهسا-مشهد
سوال :
سلام.دختر 27ساله اي هستم كه مدت 4ماه است با آقايي آشنا شدم.ايشون اول آشنايي اظهار داشتن كه بهتره يه مدت باهم باشيم و آشنا بشيم و بعد درباره ادامه رابطه تصميم بگيريم.در اين مدت من مواردي فهميدم مثلا تحصيلات.من به تحصيلات همسرم اهميت ميدم اما ايشون خيلي اهل درس نيستن!ايشون بسياري ويژگي هاي خوب دارن ولي من تو اين مدت نتونستم باهاشون ارتباط برقرار كنم و هروقت باهم هستيم انگار حرفي براي گفتن نداريم.فكر ميكنم ديد ما نسبت به زندگي و آينده خيلي فرق ميكنه.ضمن اينكه هيچ علاقه اي در من ايجاد نشده و با تمام اظهار محبتي كه ايشون ميكنن من نميتونم هيچ پاسخي بدم.ميخوام با ايشون صحبت كنم و رابطه رو تمام كنم ولي با شدت علاقه اي كه ايشون نشون ميدن نميدونم چطور بايد متقاعدشون كنم كه اين رابطه اشتباه هست
پاسخ : سلام؛ خواهر گرامی اگر واقعا به این نتیجه رسیدید که شما به درد هم نمیخورید و هیچ علاقه در شما نسبت به ایشان پیدا نشده است؛ حتما جوابتون باید منفی باشد؛ ولی لازم نیست که حتما بتوانید ایشان را قانع کنید؛ شما به ایشان پیشنهاد بدهید که یک یا دو جلسه دیگر با هم صرفا برای ازدواج صحبت کنید، و بعدا از آن، یک هفته هیچ تماسی با هم نداشته باشید و فقط شرایط را بررسی کنید و بعد از یک هفته در صورتی که هر دو موافق بودید، بقیه مقدمات فراهم بشود و در غیر اینصورت رابطه کاملا قطع شود.
خانواده ۰۱ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۲۶ اهواز
سوال :
باسلام وخسته نباشید به شماکارشناس گرامی خواهرمن 52 سالهاست مشکل افسردگی داره ودارواستفاده میکنه یک بچه داره 20 ساله متاسفانه نزدیک به 2ساله نسبت به همسرش مشکوک شده ومیگه به من خیانت کرده درضمن سالهاخواهرم ازشوهرش هیچوقت پیش مابدی نمیگفت والظاهرآدم مودب وباشخصیتی هست الان مدت 6ماه خواهرم بسیاربه هم ریخته ومیگه دیگه این زندگی ونمیخوام چن ماه ترک خانه کردودوباره برگشته متاسفانه ارتباطش راباهمه قطع کرده درضمن وقتی خونه راترک کرده بودبه ماگفت 12 سال باهمسرم هم بسترنشدم اوبه من میگه بروروان پرش حالاوضع روحی اواینجورکه خودشوتوخونه حبث کرده ونه ارتباط تلفنی نه حضوری باهیچکس نداره همسرش میگه بامادرروزسه چهارکلمه حرف میزنه وهمش به مازنین داره حتی به بچش .ازشماکارشنامحترتقاضامیکنم چکارکنیم .
پاسخ : سلام؛ تنها راهکار ایشان مراجعه به روانشناس و یا وروانپزشکی است که قبلا به او مراجعه کرده و سابقه بیماری خود را با او در میان گذاشته است.
ازدواج دایم ۰۱ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۲۱ مهلقا-دزفول
سوال :
سلام.خسته نباشید.من تقریبا 40روزه عقد کردم.1ماه و نیم هم نامزد بودم.شوهرم خیلی دوستم داره و بارها هم به بیانای مختلف بم گفته و نشون داده،ولی نمیدونم چرا انقد کم حرفه.مثلا وقتی دوریم از هم.. خیلی میگه دلم تنگ میشه و... ولی زنگ نمیزنه زیاد.حتی تو رابطه معاشقمونم کم حرفه.عبارت میگه.مثل دوست دارم و....جمله نمیگه.همیشه من با باید حرف بکشم ازش،چیکار کنم؟این نشونه چیه؟
پاسخ : سلام؛ خواهر گرامی همینکه ایشان از بین این همه دختر شما را انتخاب کردند، نشانه این است که شما را دوست دارد؛ و این کم حرفی و ... نشانه شخصیت خاص ایشان است؛ اولا این را بدانید که مردان با زنان تفاوتهای دارند که یکی از آنها همین کم حرفی آقایان است؛ بعلاوه برخی از مردان نیز کم حرفتر از بقیه مردان هستند و بستگی به شخصیت، خانواده، و طرز تربیت و ... دارد؛ پس از این که ایشان شما را دوست دارند مطمئن باشید و این را هم بدانید که کم کم خلق خوی شما شباهت بیشتری به هم دیگر پیدا خواهد کرد. در مورد ویژگی های مردان و زنان هم کتابهایی مطالعه بفرمایید.
خانواده ۰۱ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۱۷ مریم-تبریز
سوال :
سلام من دختر22 ساله ای هستم.پدر و مادرم ازهم جدا شدن. سن زیادی هم دارند.من فرزندآخر هستم.با مادرم زندگی میکنم.مشکلی همیشه منو آزار میده.هیچوقت تحت هیچ شرایطی مادرم از من راضی نیست.بهش خوبی میکنم صحبت میکنم اما هیچوقت با من خوب نیس و هیچوقت به من محبت نمیکنه.توی جمع همه جا از عیب و ایراد هام میگه مسخره ام میکنه با بقیه بهم میخنده.توی جمع خردم میکنه.جالبه از همه بچه هاش بجز من تعریف میکنه دعاشون میکنه و نسبت به من کینه بخصوصی داره همیشه نفرینم میکنه.همه بهم بدبین شدن. بخدا من هم مثل آدم های عادی عیب وایراد دارم خب بعضی هاش دست خودم نیست.براش هدیه میخرم جلوی چشمم میده به یکی دیگه.واقعا دوسش نداشتم و ندارم.میخوام بدونم واقعا این عدل خدا کجاس.نه از پدر خیر دیدیم نه از مادر
پاسخ : سلام؛ خواهر گرامی بدون اینکه به حرف شما و مادرتون دقیقا گوش داده بشه، نمیتوان جوابی برای شما داد؛ البته نمیخواهم بگویم که مادرتان تقصیری ندارد، ولی در نظر داشته باش که هم شما و هم ایشان میتوانید مقصر باشید؛ لذا حتما از نزدیک با یک مشاور مشاوره کنید و حتی در صورت صلاح دانستن مشاور، در سری های بعدی مادرتان را هم به همراه خود ببرید.
متفرقه ۰۱ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۱۳ بهاره _تهرانbahar642004@yahoo.com
سوال :
با سلام،آقای دکتر لطفا کمکم کنید،حتی از نوشتن سوالم شرمسارم،من قبل از ازدواج چندان معتقد نبودم، با برادرم روابط بسیار عاطفی عمیقی داشتم، چند بار بدن منو لمس کرد و من نمیگم داد و بیداد کردم اما راضی ب اینکار نبودم و فکر میکردم عمل زشتیه، ازدواج کردم و در زمان عقد هم یادم میاد یکبار بدنمو لمس کرد، آقای دکتر مدتیست دارم مسایل شرعی رو با دقت میخونم و توبه میکنم از گناهانم و بفکر جبرانم، تا یاد اینکار افتادم، احکام زنای محارم رو خوندم و بند بند بدنم داره میلرزه،آیا این هم زنا حساب میشده؟ من همیشه خودمو گناهکار میدونستم و از گناهم توبه میکردم اما حتی فکرشم نمیکردم زنا باشه،الان من مادر شدم آیا این عمل زشت من و برادرم در دوران عقد من موجب حرام شدن من و همسرم میشده یا نه؟ تورو خدا راهنماییم کنید
پاسخ : سلام؛ اگر رابطه جنسی وجود نداشته زنا محسوب نمیشود؛ البته کارتون حرام بوده و باید توبه کنید. و چون شما از ته دل پشیمان هستید، مطمئن باشید که خداوند متعال نیز از این گناه شما خواهد گذشت.
بعدی آخرین

پشتیبانی آنلاین

جستجو

Google

در این وبسایت
در كل اينترنت

کتابهای استاد قهرمان

موضوع کتاب:

عرفان های نو ظهور و عرفان اسلامی

نویسنده: حجت الاسلام دکتر قهرمان

برای خرید روی تصویر کتاب کلیک نمایید.

 

 

موضوع کتاب:

جوانان - دوستی ها - ازدواج - خانواده 

نویسنده: حجت الاسلام دکتر قهرمان

 شماره سفارش خرید:33445609-041

نظر سنجی

مطالب سایت را چگونه ارزیابی می کنید ؟

عالی - 64.8%
خوب - 14.6%
متوسط - 6.5%
ضعیف - 13.8%

مجموع آرا: 1394
امکان ارسال نظر براي اين نظر سنجي غير فعال شده است در: می 21, 2016